Звезда не активнаЗвезда не активнаЗвезда не активнаЗвезда не активнаЗвезда не активна
 

Советник Посла Ирана в Казахстане

Асгар Сабери о Бахыте Рустемове

25.04.2014.

عنوان مقاله : جایگاه وارزش والای نویسنده

نویسنده : اصغر صابری –  رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قزاقستان

تحصیلات : دکترای تاریخ روابط بین الملل از مسکو - دانشگاه РГГУ

                                 

ارزش والای نویسنده

به نام خداوند لوح و قلم                حقیقت نگار وجود و عدم

خدایی که داننده ی رازهاست               نخستین سرآغاز آغازهاست


در هر جامعه و در بین اقوام و ملل مختلف و در هر فرهنگ و عقیده ای علم و دانش، نوشتن، نویسنده، کتاب و علم آموزی از ارزش و جایگاه والایی برخوردار است  و اسلام هم اولین کلام وحی خود را با واژه «اقرء» و خواندن آغاز کرده است[1] و علم اندیشه  را از ضرورت های دین بر شمرده است و اصولا فلسفه دين و نبوت بيرون آوردن بشر از جهل و نادانى است و اين مقام جز با كسب علم حاصل نمى‏شود. دين خدا در ابتدا انسان را به خردورزى و فرزانگى و داشتن شخصيت عقلى فرا مى‏خواند و مردمان را به كار عقلى و تفكر دعوت مى‏كند که براى پی بردن به جایگاه علم و اندیشه و جایگاه ارزشمند نویسنده و مروج علم کافی است که نگاهی گذرا به سخنان پیامبر اسلام و دستورات دینی اسلام در این حوزه انداخته شود تا گوشه‏اى از اهميت علم، عالم و صاحبان كتب و انديشه‏هاى دينى روشن شود. در قرآن نه تنها اولین کلام وحی با خواندن شروع می شود بلکه در سوره قلم خداوند به قلم و آنچه می نویسد سوگند یاد می کند، «ن، والقلم و ما یسطرون» زیرا قلم و نویسندگی یکی از عناصر مهم و اصلی در ترویج و گسترش علم و اندیشه و فلاح و رستگاری، راهنمایی مردم و اصلاح جامعه به شمار می رود و نویسنده با بکار بردن قلم اندیشه های خود را می نگارد و در حقیقت ارزش علم، جز با كتابت و نگارش محفوظ نمى‏ماند.

بی شک علم، قلم، عالم و نویسنده ای ارزشمند و مورد تمجید قرار گرفته است و اسلام به آن ارج نهاده است که در راستای اصلاح و رشد و توسعه جامعه و در جهت صلح و دوستی بین انسان ها باشد، لذا هر یک از این امور مانند چاقویی می ماند که هم می تواند برای قتل و کشتن انسان بی گناهی بکار رود و هم می تواند به جراحی و درمان درد درمندی از آن استفاده کرد، اگر چاقو در دست فردی دیوانه یا انسان پلیدی قرار گیرد ممکن است از آن برای تهدید مردم، جامعه و یا قتل انسانی از آن استفاده کند ولی اگر چاقو در دست پزشکی متعهد قرار گیرد از آن برای بیرون آوردن غده خطرناکی که فردی را به درد و رنج آورده است استفاده گردد، با قلم می توان فرمان جنگ و حمله و قتل و غارت را صادر کرد و هم می توان در حمایت از انسان ها و هدایت و راهنمایی و ایجاد رفاه و آسایش از آن بهره برد، نویسنده نیز همین گونه می تواند در جهت خیر و صلاح، درستی و صداقت و ایجاد فضای دوستی قلم بزند و مطلب بنویسد و اگر نویسنده ای از تعهد کافی برخوردار نباشد با نگارش خود می تواند در انحراف و فساد افراد و جامعه نقش بسزایی داشته باشد که در طول تاریخ نمونه های فراوانی از نوشته ها و نویسندگان فاسق و یا متعهد به وفور وجود داشته است. کتاب و نویسنده براى ما يك مربى بزرگ مى‏باشد و در پرتو اين مربى است كه انسان حقيقت فراموش شده خود را باز مى‏يابد و توجه و بكارگيرى صحيح آن موجب شناخت خويشتن و شناخت حقايق عالم مى‏شود.

بنا براین به طور کلی افکار و اندیشه و مطالب هر نویسنده و هر کتاب 2 گونه است:

  1. نویسنده یا كتاب هایی که حاوى مطالب منفى هستند؛ که مروج مطالب خيالى و پوچ و بى‏اساس و باطل مى‏باشند و در جهت تخريب‏  اخلاق و انسانيت تأليف شده است. نگارندگان آن كتب بدون رعايت تقواى الهى و بدون توجه به شئوون بشرى با تأليفات و انديشه‏هاى خود، بشر را از مسير حقيقى و درك كمالات و فيوضات جدا كرده و به وادى ضلالت و گمراهى مى‏كشاند.
  2. نویسندگان و كتاب های حاوى مطالب مثبت:

كتاب هايى كه جهت رشد انسان در زمينه‏هاى مختلف فردى و اجتماعى و علوم مختلف تأليف شده است از كتب مثبت و داراى ارزش مطالعه و صرف وقت به شمار مى‏آيد چه آن دسته از علومى كه مورد نياز زندگى مادى بشر و چه آن دسته از علوم كه مورد نياز زندگى معنوى بشر است و در جهت رشد انسان و تربيت و تكامل او و ساختن بناى تمدن و شخصيت او مى‏باشد. که بنا به تعبیر یکی از پیشوایان دینی اين گونه كتب باغهاى علما معرفی شده اند «الكُتُبُ بَساتينُ‏ العُلَمَاء» «كتابها باغ هاى انديشمندان است».[2]

وقتی نویسنده ای مطالبی را می نویسد و یا کتابی در دست انسانی قرار می گیرد که موجب هدایت، راهنمایی و تربیت او می شود یا با مطالب کتاب یا نویسنده ای موجب رشد و توسعه و سیاسی، اجتماعی، اقتصادی آن فرد یا جامعه می شود مانند این است که نویسنده با مطالب خود آن انسان را از مرگ جهل و نادانی و فساد و تباهی نجات داده است و زندگی و سعادت را به او ارزانی داشته است، و وقتی نویسنده فردی را از نظر عقل و اندیشه و اخلاق زنده کرد گویا جهانی را زنده کرده است چون خداوند در قرآن فرموده است: «...وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»؛ ...و هـر كـس نفسی را زنـده كـنـد گويا همه مردم را زنده كرده است[3]

هر آنکس به شخصی ببخشد حیات    

بود مثل اینکه بدادست جهان    

تار وپود عالم امکان به هم پیوسته است    

پیوسته است سلسله موجها به هم     

ز چنگال مرگش ببخشد نجات

به هرکس که بودست اندر جهان

عالمی را شاد کرد آن کس که یکدل شاد کرد

خودراشکتسه هر که دل ما شکست[4]

بنی آدم اعضای یکدیگرند   

چو عضوی به درد آورد روزگار

که در آفرینش زیک گوهرند

دگر عضوها را نماند قرار[5]

نویسند گان همیشه در صف اول جامعه قرار دارند،  تمام موضوعات اجتماعی وسیاسی ازنقش حضور نویسنده خالی نیست، نویسنده خوب پلی است میان دولت و ملت که رابطه های اساسی و ضروری را بر قرار می نماید و همیشه با درد و آلام مردم هماهنگ به پیش می رود.

روشنفکران و نویسندگان فرهیخته ممکن است که نوشته هایشان برای یک جامعه خاص نوشته شود اما اگر نتایجی که می‌گیرد منطقی تلقی شود، نظریه های او در مورد سایر جامعه های مدرن نیز صادق است. در عصر ما، نویسندگانی که افکار، عقاید، شیوه زندگی، حرکات و کارهای عجیب و غریبشان الگوی رفتار طیف وسیعی از جامعه می‌گردید. اگر «نویسنده بزرگ» بخواهد یک چنین بت و نمادی باقی بماند، لازمه حتمی‌آن این است که آثارش یعنی ادبیات حال و هوایی مقدس و جادویی پیدا کند و جایگزین باورها گردد این دقیقا همان پدیده ای است که در عصر روشنگری به وقوع پیوست، نویسنده وهنرمند - همانند همه پیشروان فکری- ابرمردان جامعه نوینی بودند که باور داشتند ادبیات و هنر جوابگوی تمام مسائل می‌باشند و با ارائه بهترین نمونه های خلاقیت خود، بیانگر والاترین جنبه های روح و جوهر انسانیند.

یک نويسنده متعهد و توانمند و مسئولیت پذیر تنها براي خود نمي نويسد، بويژه نويسنده مقاله و داستان و نمايشنامه كه در خواننده تاثير بسيار مي گذارد و طبعا خوانندگان فراواني پيدا مي كنند و بهمين جهت مسئوليت وي سنگين است . نويسنده توانا و چيره دست با روح انسانها به ويژه نسل جوان سرو كار دارد و مي تواند با قلم شور آفرين خود احساسات و عواطف ملتي را به سود يا زيان جريان يا حاكميتي بر انگيزد و به افراد خموش توان و تحرك بخشد و روابط حاكم بر اجتماع را دگرگون سازد . در تاريخ بشريت هيچ انقلاب و تحول شگرفي را نميتوان سراغ داشت كه نويسندگان و گويندگان در صف اول آن قرار نگرفته و نقش و سهم تعيين كننده اي در بيدار سازي و جهت دهي توده مردم نداشته باشد .

موضوع كتابت و نگارش از گرانمايه‏ترين و مهمترين امور بشر محسوب مى‏شود؛ چرا كه كتابت بزرگترين عامل صيانت و نگهبانى از انديشه‏ها و علوم دانشمندان است. بقاى علوم و انديشه‏ها كه باعث رشد فكرى و عملى اجتماع مى‏شود به وجود كتابت است. اسلام، به علم و دانش اهميتى ويژه و ارزشى فوق‏العاده مى‏دهد تا جايى كه دستور داده شده است كه: «اطْلُب العِلْمَ مِنَ المَهدِ إلَى اللَّحدِ» که ... این سخن پیامبر را بصورت شعر گفته است : ««از گهواره تا گور دانش بياموز»»علم با تمام ارزش ذاتى‏اش اگر انتقال پيدا نكند و محبوس بماند كوچكترين ارزش ندارد و از آنجا که این نویسنده است که زمینه انتقال علم به افراد و جامعه را فراهم می کند، نویسنده دارای اهمیت و ارزش می شود.

نقل شده است کهمردى نزد پیامبر اکرم(ص) مى‏رسيد و در مجلس او شركت مى‏كرد و سخنانى از آن حضرت مى‏شنيد كه سخت او را به وجد مى‏آورد و براى او شگفت‏انگيز مى‏نمود، بطوريكه شيفته سخنان پیامبر شد؛ ولى نمى‏توانست آنها را به خاطر بسپارد. لذا نگرانى خود را از جهت ضعف و كمبود حافظه، با حضرت محمد در ميان گذاشت. رسول خدا به او فرمودند: براى حفظ و نگاهدارى اين سخنان، از دست خويش مددگير و به دستش اشاره فرمود كه گفتار و بياناتش را بنويسد[6]

در ارزش و جایگاه نویسنده همین بس که پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «هنگامى كه مؤمنى از دنيا مى‏رود حتى اگر يك برگ نوشته از علم خود باقى بگذارد، اين برگ بصورت پوشش و حفاظى ميان او و ميان آتش جهنم خواهد بود، و خداوند متعال در برابر هر حرفى كه در آن نگارش يافته است، شهرى گسترده‏تر از دنيا و آنچه در آن است به وى عطا مى‏كند». « إن المؤمن اذا مات و ترك ورقه واحده عليها علم، كانت الورقه ستراًفيما بينه و بين النار و أعطاه‏الله تعالى بكل حرف مدينه أوسع من الدنياو ما فيها».[7]

با توجه به آنچه در مورد ارزش جایگاه ارزشمند نویسنده گفته شد، ما موظف به تکریم و بزرگداشت مقام عالم و نویسنده هستیم، لذا هیئت محترم تحریریه " bolmysy ULT " - "که بخاطر تکریم یکی از نویسندگان بزرگی که سالیان درازی را در مراکز مختلف علمی و در روزنامه ها و مجلات قزاقستان به نوشتن و نشر علم  ودانش پرداخته است همت گماره است از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است، تکریم و بزرگداشت شخصیت ارزشمند و گرانمایه جناب آقای بخت رستم اف

استاد رستم اف که اکنون 60 سال از عمر خود را پشت سر گذارده است و 35 سال در حرفه روزنامه نگاری و نوشتن مطالب سودمند و مفید برای آگاهی مردم و جامعه و رشد و توسعه خدمات فراوانی انجام داده است، یکی از ویژگی های ارزشمند این عالم روشنفکر، تلاش و جدیت ایشان در ایجاد پیوند و دوستی بین مردم کشور و هم میهنان خود از یک سو و ایجاد دوستی و روابط حسنه بین مردم کشور خود با کشورهای مختلف می باشد، استاد رستم اف شخصیتی است که با توجه به پیوند دیرینه بین مردم و دولت جمهوری قزاقستان با مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران با حضور و مشارکت فعال در برنامه های علمی، فرهنگی و هنری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران همواره با ابراز دیدگاه ها و نظرات سازنده خود برای تحکیم پایه های دوستی و پیوندهای تاریخی و فرهنگی بین دو ملت ایران و قزاقستان متعهدانه تلاش کرده اند، لذا بخاطر خدمات شایسته استاد رستم اف و  جایگاه والا و ارزشمند ایشان تکریم و گرامیداشت این استاد ارجمند را بر ما لازم و واجب می نماید، بی شک خدمات فراوان این فرهیخته گرامی و مقام و منزلت این عالم بزرگوار مصداق روشن نویسنده و روزنامه نگاری است که تکریم و تجلیل از او موجب پاسداشت ترویج علم و اندیشه در بین جوانان، و اقشار مختلف جامعه خواهد بود.

Асгар Сабери, Советник по культуре

Посольства Исламской Республики Иран в Казахстане.


[1]قْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ﴿۱  خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ﴿۲ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ﴿۳ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴿۴ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿۵﴾، سوره علق آیه 1 الی 5

[2]غررالحكم 94:، حديث 192.

[3] قران، سوره مائده، آیه 32

[4] دوان صائب تبریزی

[5] گلستان سعدی

[6] كنزالعمال: 01/ 542 و 942.

[7] منيه‏المريد: 143.